قالب بندی : pdf
قیمت : 3000
فصل اول خبر بد ، خبر خوب آن روز هم مانند روز هاي دیگر آن سال خورشید در آسمان مشغول تابیدن بر روي زمین بود و این در حالی بود که هیچ گرمایی را از خودش تولید نمیکرد.هوا مانند آخرین روز هاي سرد زمستان سرد و گرفته بود و انگار که خورشید فقط میخواست خود را به مردم نشان دهد که در بین آن همه اتفاقاتی که تا کنون رخ داده است هنوز نورخود را از دست نداده است . نور خورشید در حالی که از ساعات اولیه صبح خیابان پریوت درایو را روشن کرده بود کمکم نور خود در باغچه اي خانه ي شماره چهار که سال ها پیش علف هایی یک دست و صاف و تمیز داشته بود و حالا هیچ نشانی از خرمی و سرسبزي نداشت و انگار صاحب آن خانه آقاي ورنون دورسلی هیچ تلاشی براي بهبود وضعیت آن نکرده بود می افتاد.در طبقه دوم آن خانه پسري که دمرو بر روي تخت خود دراز کشیده بود و موهاي وزوزي اش شاخ شده بودند غلتی زد و ناگهان از خواب پرید . او از دو هفته پیش که هاگوارتز برگشته بود هر شب
فهرست
فصل اول
خبر بد ، خبر خوب
فصل دوم
گرانیانفصل سوم
سه پیچ
فصل چهارم
آوازهاي دلنشین
فصل پنجم
سر علی
برچسب:
نویسنده: استخدام کار