http://mihandocs.com/ fa دانلود تحقیق ، پروژه کارآفرینی DataLife Engine http://mihandocs.com/35479-مقاله-دانستنيهايى-درباره-حضرت-مهدى.html http://mihandocs.com/35479-مقاله-دانستنيهايى-درباره-حضرت-مهدى.html كه در اينجا «ليظهره » به معناى پيدايش بعد از خفا نيست بلكه به معناى پيروزى و چيره شدن است و لذا با «على » متعدى مى شود تا پيروزى معنى دهد و غلبه و سلطه و قدرت را بر احياء دين افاده كند; هر چند كافران و مشركان را خوشايند نباشد.
در دعاى افتتاح - در شبهاى ماه مبارك رمضان - مى خوانيم:
«اظهر به دينك و سنة نبيك »
كه اين جمله را هرچند مى توان بدين سان معنى و تفسير كرد كه پروردگارا! به وسيله امام زمان، عليه السلام، دينت را آشكار كن! اما با در نظر گرفتن مجموع مشتقات مى توان به اين گونه تفسير و معنا كرد كه: دينت را تقويت كن و سايه افكن فرما. و نيز در بعضى ادعيه و زيارات مبارك «ظهور الفرج على يديك » داريم كه ظهور به فرج و نصرت امر توجه و ارتباط دارد، نه به شخص. البته بايد در اين مورد بحث وسيعترى انجام گيرد. بنابراين معنايى كه بيان كرديم; مى شود عصر ظهور را به عصر پيروزى و سلطه اسلام تعبير نمود. از اين بحث مى توان نتيجه گرفت كه اگر ظهور را صفت شخص بگيريم تمام آيات و روايات و ادعيه و زيارات و مناجاتهايى كه در آنها واژه ظهور به كار رفته و استعمال شده است; تحقق نيافته و معنى پيدا نمى كند مگر با ظهور شخص امام زمان، عليه السلام. زيرا ظهور به معناى پيدايش بعد از استتار و خفا استعمال شده است. اما اگر ظهور را به معناى پيروزى و سلطه اسلام تعبير نماييم; حتى ممكن است اين پيروزى - البته تا حدودى - قبل از ظهور امام زمان، عليه السلام، نيز حاصل شود; لكن نه به گونه اى كه مستغنى از ظهور آن حضرت باشيم، هرگز. اما به صورت منطقه اى و محدود مى شود اين ادعا را بيان كرد. الان همه مى دانيم و مى بينيم و لذا عقيده فقهى - سياسى ما اين است كه الان در ايران اسلامى ما نمى توانيم احكام دوران غيبت امام زمان، عليه السلام، را به صورت مطلق، آنچنان كه در ايران قبل از انقلاب معتقد بوديم، ادعا كنيم. زيرا آنگونه كه بيان شد، امروز حكومت ايران اسلامى در ظل و سايه حكومت الهى ولى عصر، عليه السلام، برپا شده و استقرار يافته است.
]]>
azhdari Wed, 24 Feb 2016 19:37:01 +0330 http://mihandocs.com/35478-دانستنيهايى-درباره-حضرت-مهدى،-عليهu2001السلام.html http://mihandocs.com/35478-دانستنيهايى-درباره-حضرت-مهدى،-عليهu2001السلام.html
اشاره:
آنچه كه يك شيعه منتظر مى بايست درباره امام و
مقتداى خويش بداند مجموعه اى
از معارف را شامل مى شود، كه برخى مطالبى عمومى اند كه فراگيرى
آنها بر همه لازم است و برخى ديگر مطالبى تخصصى كه شايد براى همگان لازم و ضرورى نباشد.
مقاله حاضر تلاشى است در جهت معرفى ابعاد مختلف
شخصيت حضرت حجت، عليه السلام،
به عموم دوستداران موعود.
در اينجا لازم مى دانيم از حضرت آية الله سيد على شفيعى كه زحمت نگارش اين مقاله را متحمل شدند، سپاسگزارى كنيم.
]]> azhdari Wed, 24 Feb 2016 19:27:03 +0330 http://mihandocs.com/35477-مقاله-خوف-و-رجاء.html http://mihandocs.com/35477-مقاله-خوف-و-رجاء.html خوف و رجاء 1 - بهترين كارها اميد و ترس به خداوند را بحد اعتدال داشتن است » (1)
2 - «از پروردگارت بترس ترسيدنى كه تو را از اميد به وى مشغول سازد و به وى اميد داشته باش اميد كسى كه تو را از بيمش اميد نباشد» (2)
3 - «از خدا بترس ترسيدن كسى كه دلش را بفكر مشغول ساخته (و خاطر از جز خداى پرداخته است) زيرا كه ترس از خدا مركبى راهوار و ايمن و زندانى براى نفس است از (ارتكاب) گناهان » (3)
4
- «بترس (از آخرت) تا ايمن باشى و ايمن نباش تا بترسى » (4)
صبر و حلم از صفات فاضله نفسانى است و از نظر علم النفس معرف علو همت و بلندى نظر و غلبه بر اميال درونى است و تسكين دردها و آلام روحى بوسيله صبر و شكيبائى انجام ميگيرد.
صبر،تحمل شدايد و نا ملايمات است و يا شكيبائى در انجام واجبات و يا تحمل بر خوردارى از ارتكاب معاصى و محرمات است و در هر حال اين صفت زينت آدمى است و هر كسى بايد خود را بزيور صبر آراسته نمايد.
على عليه
السلام از هر جهت صبور و شكيبا و حليم بود زيرا رفتار او خود مبين حالات او بود
حتى در جنگها نيز صبر و بردبارى ميكرد تا دشمن ابتداء بيشرمى و تجاوز را آشكار
مينمود.
او پس از ورود به مدينه كارهايى را براى تحكيم پيوند اجتماعى انجام داد،كه نمونه بارز آن مساله «اخوت »بود،كه به مقتضاى آن مسلمانان را با يكديگر برادر ساخت.
اين جريان مهم تاريخى آنقدر ارزش اجتماعى و سياسى داشت،كه پروردگار عالم آن را يكى از الطاف و نعمت هاى الهى به شمار مى آورد،(1) و مؤمنان را به قدرشناسى و شكرگزارى مامور مى سازد و در آيه ديگر آنان را برادر يكديگر مى خواند... (2)
آرى پيامبر خدا در نخستين سال هجرتش به «مدينه »مسلمانان را با همديگر برادر كرد،و سعى داشت در اين پيوند اجتماعى،مسلمانان و مؤمنانى را كه از نظر فكرى و فرهنگى نسبت بهم نزديك بودند،برادر يكديگر كند (كند همجنس با همجنس پرواز...) ، (3) از اين جهت «ابو بكر»را با«عمر»برادر ساخت،و سيصد نفر بدين ترتيب برادر يكديگر گرديدند،ولى على عليه السلام را برادر كسى نساخت،زيرا در ميان جمعيت مسلمين كسى غير از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نظير او نبود،و طبق حديثى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله هر كس على عليه السلام را با ديگرى غير ازپيامبر خدا مقايسه نمايد به آن حضرت ظلم كرده است... (4)
مراسم «اخوت اسلامى »به پايان رسيد،آنگاه پيامبر اسلام به نزد امير المؤمنين على عليه السلام آمده،و در برابر چشمان مردم «مهاجر و انصار»،او را به بغل گرفته و فرمود:
يا على!ما اخرتك الا لنفسى انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى »
يا على!نگران مباش،تو را به آخر نگه نداشته ام مگر اين كه تو را با خود برادر كنم،زيرا تو به من بمنزله «هارون »به «موسى »هستى،جز اين كه پس از من پيامبرى نخواهد آمد.
]]> azhdari Wed, 24 Feb 2016 19:07:00 +0330 http://mihandocs.com/35473-مقاله-جواني-علي-عليه-السلام-الگويي-براي-جوانان.html http://mihandocs.com/35473-مقاله-جواني-علي-عليه-السلام-الگويي-براي-جوانان.html مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم! اما چگونه؟!... من يك جوان هستم! يك جوان با خصوصيات خاص دوران جواني! يك جوان با شور و نشاط خاص اين دوران كه به خنده و تفريح، به شور و احساسات نياز دارد و به الگويي كه مرا به شور آورد!- با تمام اين حرفها، باز هم بهترين الگو براي تو و براي همه،مولاي متقيان است: و بخصوص جواني شان!
- جواني حضرت علي (ع) ؟!
الگو گرفتن يك الگو
- بله ! خود اميرالمؤمنين هم در جواني شان، الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است. علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان، حتي جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر، الگو مي گرفته اند.
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار